تبليغاتX
خنزل پنزلهای من
خنزل پنزلهای من
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
باز باران
 

دیروز...
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه ...


و اما امروز...
باز باران بی ترانه... باز باران با تمام بی کسی های شبانه... می خورد بر من تنها...می چکد بر فرش خانه...باز می آید صدای چک چک غم...باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده... نمی دانم...نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟...نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند که آن کودک...که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد...کجای ذلتش زیباست؟!

+ حرف دل 20:19 توسط night lady.
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386

مهم نیست که خسته ام...مهم اینه که باد، بارون، آسمون مال منه. مهم نیست که غمگینم...مهم اینه که الان پر از تجربه ام .مهم نیست که یدونه غصه دارم...مهم اینه که یه عالمه بهانه دارم برای لبخند زدن. مهم نیست دلم شکسته...مهم اینه که خدا درون دلهای شکسته ست

+ حرف دل 20:30 توسط night lady.
شنبه سیزدهم مرداد 1386
نقش زندگی

گفتمش ای یار نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

+ حرف دل 15:6 توسط night lady.
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
+ حرف دل 11:27 توسط night lady.
دوشنبه هشتم مرداد 1386
شبهای دراز بی عبادت چه کنم؟
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟
گویند خدا گناه را می بخشد
او بخشد ولی من از خجالت چه کنم؟؟؟
+ حرف دل 14:27 توسط night lady.
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
وقتی رفتم
هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن
+ حرف دل 12:17 توسط night lady.
سه شنبه دوم مرداد 1386
الو سلام منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟
الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟
خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاس
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم

پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم

دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

دوباره ...... تا خدا خداست
+ حرف دل 12:9 توسط night lady.
دوشنبه یکم مرداد 1386

برای اعتراف به کلیسا می روم

رو در وری علفهای روییده بر دیوار کهنه می ایستم و

همه ی گناهان خود را یکجا اعتراف می کنم

بخشیده خواهم شد به یقین

علفها بی واسطه با خدا سخن می گویند.

+ حرف دل 15:33 توسط night lady.